سینماحقیقت؛ استراتژی تأمل و عمل در موقعیتهای دشوار

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین این مستندساز با تأکید بر ضرورت پیشبینی سناریوهای مختلف برای برگزاری بیستمین دوره جشنواره، «استراتژی تأمل و عمل» را الگویی میداند که میتواند امکان استمرار فعالیتهای فرهنگی را حتی در شرایط نااطمینانی فراهم کند.
در ادامه یادداشت این مستندساز را میخوانید:
گاهی اهمیت یک رویداد فرهنگی را نه در روزهای عادی و شرایط مطلوب، بلکه باید در بزنگاههای دشوار و موقعیتهای پیشبینیناپذیر سنجید؛ درست همانجا که برنامهها از مدار معمول خارج میشوند، معادلات تغییر میکنند و مدیریت ناگزیر است میان توقف، تعویق یا ادامه مسیر، تصمیمی سرنوشتساز بگیرد. جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» در طول سالهای فعالیت خود، بارها در چنین موقعیتهایی قرار گرفته است؛ موقعیتهایی که هر یک بهتنهایی میتوانستند برگزاری یک رویداد فرهنگیوهنری در مقیاس ملی و بینالمللی را با تردیدهای جدی مواجه کنند. با این حال، مرور کارنامه این جشنواره نشان میدهد که سینماحقیقت در مواجهه با بسیاری از این بزنگاهها، توانسته است با تکیه بر ترکیبی از تأمل، تدبیر و اقدام بهموقع، مسیر برگزاری خود را حفظ کند؛ رویکردی که میتوان از آن بهعنوان «استراتژی تأمل و عمل» یاد کرد.
در این الگو، نه انکار واقعیتهای بیرونی جایگاهی دارد و نه تصمیمگیریهای شتابزده و متأثر از هیجانهای مقطعی. آنچه اهمیت پیدا میکند، درک درست موقعیت، ارزیابی پیامدها، پیشبینی سناریوهای محتمل و انتخاب راهکاری است که ضمن توجه به شرایط عمومی جامعه، امکان تداوم حیات یک رویداد فرهنگی را فراهم کند.
نگاهی به تقویم سالهای گذشته، نمونههای روشنی از این وضعیت را پیش روی ما قرار میدهد. اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین در آبان ۱۳۹۸، همهگیری ویروس کرونا در سال ۱۳۹۹ و حتی ۱۴۰۰، وقایع سیاسی و اجتماعی پس از درگذشت مهسا امینی در پاییز ۱۴۰۱ و همچنین شرایط پرابهام سال ۱۴۰۴ پس از جنگ دوازدهروزه و افزایش نگرانیها درباره احتمال آغاز دوباره حملات نظامی علیه ایران، هر یک فضایی از تردید و نااطمینانی را بر کشور حاکم کردند.
در برخی از این مقاطع، حتی تصور برگزاری جشنوارهای با ابعاد و مختصات سینماحقیقت نیز چندان واقعبینانه به نظر نمیرسید. با این همه، تجربه نشان داد که مدیران این رویداد، بهجای گرفتار شدن در دوگانههای سادهانگارانه تعطیلی یا برگزاری به هر قیمت، کوشیدهاند متناسب با اقتضائات هر دوره، راهحل اجرایی مناسبی پیدا کنند.
البته اهمیت این تجربه زمانی بیشتر آشکار میشود که آن را در کنار عملکرد برخی جشنوارههای همخانواده و رویدادهای مشابه فرهنگی کشور قرار دهیم. جشنوارههایی که در شرایط نسبتاً مشابه، گاه با ضعفهای آشکار در طراحی و اجرای برنامهها، فقدان انسجام در فرآیند اجرایی، ناهماهنگیهای مدیریتی و بیتوجهی به اقتضائات مخاطبان مواجه شدند و در نهایت، نهتنها نتوانستند رضایت جامعه سینمایی را جلب کنند، بلکه در جریان برگزاری و پس از پایان نیز با موجی از انتقادات فیلمسازان، کارشناسان، منتقدان و رسانهها روبهرو شدند.
این مقایسه، البته به معنای مصون دانستن سینماحقیقت از نقد نیست. هیچ رویدادی، حتی اگر از پشتوانه مدیریتی و اجرایی قدرتمندی برخوردار باشد، نمیتواند ادعا کند که در تمام دورههای برگزاری، به کیفیتی بینقص دست یافته است. سینماحقیقت نیز در دورههای مختلف، با چالشها و پرسشهایی در حوزههای محتوایی، اجرایی و مدیریتی مواجه بوده و همچنان میتواند و باید در معرض نقد قرار گیرد. اما تفاوت مهم در اینجاست که توانایی مدیریت شرایط بحرانی و حفظ انسجام یک رویداد، خود یکی از شاخصهای مهم بلوغ سازمانی و مدیریتی آن به شمار میرود.
به نظر میرسد پشتوانه این عملکرد را باید در پیوند میان دانش مدیریتی، تجربهی اندوخته، شناخت ظرفیتهای اجرایی و برنامهریزی هدفمند جستوجو کرد. برگزاری یک جشنواره بینالمللی صرفاً به معنای چیدن فیلمها در جدول نمایش، دعوت از مهمانان و برپایی نشستها نیست. جشنواره مجموعهای زنده از مناسبات انسانی، حرفهای، رسانهای و فرهنگی است که کوچکترین اختلال در یکی از اجزای آن میتواند بر کلیت تجربه مخاطب اثر بگذارد. مدیریت چنین مجموعهای، بهویژه در شرایط بحرانی، مستلزم برخورداری از نگاهی فراتر از تقویم اجرایی و برنامههای از پیش تعیینشده است.
در واقع، آنچه یک جشنواره را در موقعیتهای دشوار از دیگران متمایز میکند، الزاماً برخورداری از امکانات بیشتر نیست؛ بلکه توانایی بازاندیشی در برنامهها، تشخیص اولویتها و حفظ کیفیت تصمیمگیری در شرایطی است که فضای عمومی مستعد هیجانزدگی و واکنشهای شتابزده است.
اکنون و در آستانه برگزاری بیستمین دوره جشنواره بینالمللی سینماحقیقت، بار دیگر سایه نااطمینانیهای سیاسی و نظامی بر فضای عمومی کشور سنگینی میکند. گمانهزنیهای روزانه درباره احتمال ازسرگیری جنگ و تحولات منطقهای، شرایطی ایجاد کرده که برنامهریزی برای یک رویداد فرهنگی را با پیچیدگیهای مضاعف مواجه میسازد.
با این حال، بر اساس اطلاعات بهدست آمده درباره تمهیدات در نظر گرفتهشده، به نظر میرسد مدیران اجرایی جشنواره، با لحاظ نمودن تجربه دورههای گذشته، چند سناریوی اجرایی را برای برگزاری دوره بیستم پیشبینی کردهاند و آمادگی لازم برای انتخاب و فعالسازی هر یک از این گزینهها متناسب با شرایط کشور را در نظر گرفتهاند.
آنچه اهمیت دارد، تداوم چنین رویداد قابل توجهی فراتر از نمایش مجموعهای از آثار مستند است. سینماحقیقت در طول دو دهه فعالیت خود، به یکی از مهمترین بسترهای عرضه، گفتوگو و ارزیابی سینمای مستند ایران تبدیل شده است؛ فضایی که در آن، فیلمسازان امکان مواجهه با مخاطبان و منتقدان را پیدا میکنند و جامعه سینمایی میتواند تصویری چندوجهی از واقعیتهای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی خود به دست آورد. بنابراین، حفظ این بستر ارتباطی، بهویژه در دورههای دارای موقعیت خاص، صرفاً یک ضرورت صنفی یا تشریفاتی نیست؛ بخشی از استمرار حیات فرهنگی جامعه است. لذا سینماحقیقت در آستانه بیستمین دوره خود، بیش از هر زمان دیگری به همین هنر تدبیر نیاز دارد؛ هنری که طی سالهای گذشته، دستکم در مواجهه با بسیاری از موقعیتهای دشوار، نشانههایی از آن را به نمایش گذاشته است.
امید آنکه دیگر هیچ جنگی علیه ایران عزیزمان رخ ندهد، سایه تهدید و ناامنی از سر مردم این سرزمین کنار برود و بیستمین دوره جشنواره بینالمللی سینماحقیقت، نه در سایه اضطرار و نگرانی، بلکه در فضایی آکنده از آرامش، امنیت و شور فرهنگی برگزار شود؛ جشنی برای سینمایی که رسالتش دیدن، بازنمایی و روایت حقیقت است. زیرا حقیقت، برای دیده شدن، بیش از هر چیز به فرصت تماشا، مجال گفتوگو و بستری امن برای اندیشیدن نیاز دارد.
۵۹۲۴۴


